چون بنگرم بر صلیبت بینم آن فیض عجیبت بر زخم ها و رنج های تو بر پیروزی مهیبت بر فیض تو که جاری شد از خون و جسم تو عیسی شفا دادی از زخم هایت این روح سرگردانم را صلیب تو تخت تو شد تا بر آن بنشینی پادشاه تا آشکار سازی عشقت را بر روی کوه جلجتا پادشاهان جان می گیرند تا سلطان عالم شوند شاه ما جان خود بداد تا سلطان قلبم شود عاشقانه می سرایم چون دانم شاه من تویی عشقم تویی ، فخرم تویی محبوب و سلطانم تویی برتر ز هر قدرت تویی اول تویی ، آخر تویی نور تاریکی های من عیسی مصلوبم تویی صلیب تو تخت تو شد تا بر آن بنشینی پادشاه تا آشکار سازی عشقت را بر روی کوه جلجتا پادشاهان جان می گیرند تا سلطان عالم شوند شاه ما جان خود بداد تا سلطان قلبم شودДаңктагын Ыйсаны Ruf zu den Herrn yswʿ ymsẖy byn ạljmwʿ hllwyạ .. sbḥwh sbḥwh Днес решавам ادخل لقدسك اترجى وجهك عالية في قلب الزمن Combattiamo insieme yạ yswʿ yạ ạ̉bạnạ O, miasto cudne, miasto cne
Song not available - connect to internet to try again?